تبلیغات
لطایف و حکایات - آبدوغ خیار و 1.5 قاشق باقی مانده

آبدوغ خیار و 1.5 قاشق باقی مانده

نویسنده :علی باقری
تاریخ:پنجشنبه 2 بهمن 1393-11:22 ق.ظ

پیرمرد چوپان همراه پسرش داشتند آب دوغ می خوردند، ولی غیر از یک قاشق و یک کاسه در بساط شان نبود . بعد از اینکه خورده های نان در کاسه آب دوغ ریخته شد مقرر گردید که به نوبت شروع به خوردن نمایند و هر کدام در نوبت خود 15 قاشق خورده و قاشق را به دیگری واگذار نماید . نوبت اول قرعه به نام پدر درآمد . 13.5 قاشق را پدر نخورده بود که آبدوغ  تمام شد . پسر شروع کرد به گریه کردن که چیزی برای من نماند . پدر برگشت به پسر خود گفت : پسرجان چرا گریه می کنی بگذار پدر بیچاره ات بگرید که هنوز 1.5 قاشقش باقی مانده است .  





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
Online User