تبلیغات
لطایف و حکایات - ماجرای سه زن در یک خانه

ماجرای سه زن در یک خانه

نویسنده :علی باقری
تاریخ:یکشنبه 29 تیر 1393-08:41 ق.ظ

در زمان های قدیم معمولا تهیه ی سوخت زمستانی از قبیل هیزم و... بر عهده ی زنان بوده . چنین روایت کرده اند که در یک خانه یک مادر زن و یک دختر و یک عروس بودند که با هم زندگی می کردند . مادر زن می گفت من دیگر پیر شده ام و احتمال اینکه امسال تا زمستان عمرم تمام بشه و از دنیا بروم زیاد هست بنابراین در مورد جمع آوری هیزم برای روزهای سرد زمستان هیچ اقدامی نمی کرد . دختر هم می گفت احتمال این که من امسال خواستگاری به سراغم بیاید و ازدواج کنم بروم زیاد هست .بنابراین در این مورد اون هم بی خیال بود . عروس هم می گفت من هم احتمال اینکه از این خانواده جدا بشم و با شوهرم جداگانه زندگی کنم زیاد هست دیگر لزومی نیست برای دیگران زحمت بکشم و هیزوم و سوخت زمستانی جمع کنم . نتیجه اش این بود که این سه زن هر زمستان بدون هیزوم می ماندند و خانه شان همیشه سرد بود .





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
م. محمدخانی
دوشنبه 10 شهریور 1393 05:37 ب.ظ
وبلاگتون عالیه استاد ...
همواره برقرار باشید !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
Online User